کانون پژوهش های مردمی پان ترکیسم
learn macromedia flash templates for your weblog list of iranian top weblogs
شناخت بنیادین و ریشه ای پان ترکیسم (بخش 1)

توران بزرگ

 

بنام خدا

در یک چهارم پایانی سده نوزدهم میلادی که بحث نژاد و نژاد شناسی داغ بود انگلستان  با خاندان رومانوف رو به رو شده بود و امپراتوری روسیه را تهدیدی برای منافع و مستمرات خود در اسیا میانه و اسیا غربی میدید.

این بود که برای مقابله با خطر روسها به ابتکاری دست یازید که تا ان روز کسی  به فکر ان نیافتاده بود و ان ساخت و پرورش کمربندی از مردمان ترک  در جنوب و شرق روسیه بود.که البته با دنبال کردن فکری و عملی کنشهای ایران زدایانه روسها به اهداف خود نزدی تر شد.

روسیه در ان سال ها و پس از بدست اوردن مناطقی چون قفقار خود را با مردمی  ایرانی طرف میدید که ایرانی میگفتند و میاندیشدند و مینوشتند و از فرهنگ ایرانی برخوردار بودند برای همین دست به  اصلاحات گسترده ایرانی زدایی زد و عملا  خواستش ایجاد و پرورش هویت ترک و ترکی برای  ایرانیان ان نواحی بود.

و مردم و ادیبانی را که تا ان روز بانگ براورده بودند :

همه عالم تن است و ایران دل

نیست گوینده زین قیاس خجل

 

یا


ترکی صفت وفای ما نیست
ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید
اورا سخن بلند باید
به نفرین ترکان زبان برگشاد
که بی فتنه ترکی زمادر نزاد
زچینی بجز چین ابرو مخواه
ندارند پیمان مردم نگاه
سخن راست گفتند پیشینیان
که عهد و وفا نیست در چینیان
همه تنگ چشمی پسندیده اند
فراخی به چشم کسان دیده اند
خبر نی که مهرشما کین بود
دل ترک چین پرخم و چین بود
اگر ترک چینی وفا داشتی
جهان زیر چین قبا داشتی

ترک گردیدند و برای انها شناسنامه ترکی صادر گردید.

پس ایرانیانی که تا ان روز ریشه و زبان و فرهنگ ایرانی داشتند محکوم به ترک شدن گردیدند.

 

نقشه قفقاز

(نقشه مناطق جدا شده از ایران)

انگلیس نیز ازین پیشامد شوم استفاده ابزاری بسیار کار امدی کرد و با ساخت و پرورش  کمربند ترکی در جنوب و شرق روسیه عملا ترکان اصلی و ترکان ساختگی را در برابر امپراتور روس قرار داد.

 

برای شناخت بنیادین و ریشه ای پان ترکیسم باید شیوه زایش ان و پیدایش نطفه ان را بررسی کرد.

در تاریخچه پان ترکیسم نامی به نام امینوس وامبری برمیخوریم که نامش با پان ترکیسم گره خورده است.امینوس وامبری یک یهودی اروپایی بود که از هوش بسیار بالایی برخوردار بود و توانسته بود در سن بیست سالگی چندین و چند زبان اروپایی را در سطح تدریس دانشگاهی بیاموزد.اما از انجایی که شیفته جهانگردی بود بعدها ابزاری موثر شد برای اهداف انگلیسی.

وامبری پس از آن‌که مدت شش سال در استانبول به‌عنوان مترجم در وزارت خارجه عثمانی، مشغول به کار بود، از سوی دولت انگلیس به ماموریت آسیای مرکزی (خوارزم و فرارود) فرستاده شد. وی در سال 1863 میلادی با ظاهر یک فرد مسلمان مومن اهل استام‌بول و در لباس فقر و درویشی، همراه با کاروان حاجیان بخارایی به این سفر مبادرت ورزید و طی این سفر اطلاعات بسیار حساس و مفیدی از موقعیت جغرافیایی و اوضاع سیاسی و اجتماعی آسیای مرکزی (خوارزم و فرارود) و شمال افغانستان و مواضع و استحکامات نظامی روسیه در شرق دریای مازندران فراهم آورد.

وامبری  در سفرنامه و نوشتار خود از توران بزرگ و کهن سخن به میان اورد بعد ها اندیشه های او را هم کیش یهودی و فرانسویش بنام  ارتور لوملی دیوید دنبال کرد و از تاریخ پرشکوه و بزرگ و کهن و پرافتخار ترکان سخن به میان امد و عملا توران کهن  بنام و برای ترکان ثبت گردید و ترکان صاحب امپراتوری بنام توران شدند که هیچگاه نام ان را نیز نشنیده بودند.

و اینچنین شد ترکانی که حضوری هزار ساله در ان مناطق نیز نداشتند دارای تمدنی به نام توران شدند با هزاران هزار سال قدمت.

اما نکته جالب و چیزی که هرگر انگلیسی ها نتوانستد ان را تغیر دهند اینجاست:

چرا نام شاه توران ارجاسپ یا افراسیاب است؟ و همانطور که میدانیم این نام نامی ایرانی است.

چرا تورانیان نام های ایرانی مانند ارجاسپ و نامخواست و ویدرفش جادو). در شاهنامه هم نامهایی مانند پشنگ، افراسیاب، گرسیوز، اغریرث، گُروی، کهرم، سپهرم، اندریمان، سرخه، شیده، فرنگیس، منیژه، ویسه، فرشیدورد، لهاک، هومان، پیران، بارمان، پیلسم، گلباد، نستیهن، شواسپ، ارجاسپ، ویدرفش، نامخواست و...که همه ناه های با ریشه اریایی اند داشتند؟

 

زرتشت

(نگاره ای از وخشور پاکمان اشوزرتشت)

پاسخ ساده است.

زیرا تورانیان مردمی اریایی نژاد بودند.و نخستین بار در اوستا به انها اشاره میشود.

در اوستا چهره وخشور پاک مزدیسنی اشوزرتشت را میبینیم که پس از پذیرفته شدن دینش توسط گشتاسپ و مردم و دولتمردان بلخ باج دادن به تورانیان را راه درستی و راستی و ازادگی نمیبیند و به همراه دلایل و باورهای دینی دلیل جنگی بزرگ میان بلخیان و تورانیان میگردد که وخشور پاک اشو زرتشت نیز در میان این نبرد ها وبه دست توربراتوش و در راه راستی و درستی و ازادگی در اتشکده به شهادت میرسد.

دین تورانیان دین کهن هندو اروپایی بود و این دین به شدت از سوی اشوزرتشت محکوم شده بود و یکی دیگر از دلایل ستیز میان مردم بلخ و تورانیان نیز همین بود.

از سویی دلیل افروخته شدن اتش جنگ میان اریاییان بلخی و تورانی این بود که بنابر اموزه های اشوزرتشت بلخیان به کشت و کار و کشاورزی روی اورده بودند و به سوی جهان متمدن در حرکت بودند اما مردم توران با رویکرد به دین و رسوم کهن خود همچنان کوچ نشین بودند و هرچندی یکبار به مناطقی از بلخ میتاختند و انها را غارت میکردند.

این گونه مردمی بودند تورانیانی که نامشان در اوستا جاودان شد.

اما تورانیان صد در صد اریایی از کی ترک شدند چرا فردوسی سرایشگر شاهنامه تورانیان را ترک خوانده بود؟

پاسخ این است که:

پس از گذر زمان و به ویژه در روزگار هخامنشی و اشکانی و اغاز روزگار ساسانیان مردم توران(سکاها) کم کم با دیگر هم نژادان خود همراه میگردند و اندک اندک جای انها را هپتالیان و خیون ها میگیرند و پس از هپتالیان و خوین ها ترکان در سرزمین انها نشیمن میگیرند.در صورتی که سرزمین انها همچنان توران نام دارد و در خدای نامه ها از ان مناطق بنام توران نام برده میشود و همانگونه که میدانید فردوسی نیز شاهنامه را از روی متون خدای نامه ها سروده است.

و این گونه میشود که نام توران با نام ترکان امیخته میشود و البته شباهت ظاهری نام تور با تورک یا ترک نیز مزید بر علت میگردد تا گروهی از خاورشناسان ازین سوتفاهمات استفاده کرده و تورانیان را ترک بخوانند.

 

پس این میشود که اواخر سده نوزدهم و پس از چاپ کتاب وامبری که در ان ترکان دارای امپراتوری هزاران ساله به نام توران میشوند انجمنی به نام:

(انجمن عثمانیان نو)

که شماری از درباریان و اشراف عثمانی به همراه شماری از اندیشمندان و نخبگان عثمانی  در ان عضو هستند و بعد ها همین گروه با اصلاحاتی در امپراتوری کوچک عثمانی سرزمینشان را برای جذب مردم ترک و تشکیل توران بزرگ اماده میکنند.

باورهای وامبری را ارتور لوملی  دیوید دنبال کرده و با نوشتن کتابی که در ان به شکوه امراتوری ترکان باستان برمیخوریم میپردازد.امپراتوری باستانی که تنها یک سو تفاهم بزرگ است و هیچگاه وجود خارجی نداشته است.

افزون بر این

نوشته‌های ترک‌ستایانه‌ی این شرق‌شناس، به‌ویژه کتاب‌های «بررسی‌های مقدماتی» و«دستور زبان ترکی» که در پی تبلیغ و اثبات برتری نژادی و زبانی ترکی نسبت به سایر ملل شرق، از جمله اعراب و ایرانیان می‌باشد، به‌طور آشکار با هدف برانگیختن و شعله‌ور ساختن احساسات ترک گرایی برتری‌جویانه‌ی نژادی روشنفکران عثمانی و نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه به رشته تحریر درآمده است.


هاستلر اشاره می‌کند، کتاب دستور زبان ترکی حاوی یک نقشه‌ی جغرافیایی مناطق ترک زبان آناتولی، روسیه، بالکان و خاور نزدیک و نیز شرحی از وابستگی‌ها و گویش‌های زبانی آن‌ها بوده. هدف از انتشار کتاب، تبلیغ اندیشه ی وحدت ترک‌ها بود.

 

 

پان ترکیسم

 

البته انجام این‌گونه پژوهش‌های تاریخی ترک‌ستایانه‌ی هدفمند، تنها محدود به فعالیت‌های پژوهشی این سه تن‌ شرق‌شناس یهودی نمی‌شود، بلکه به پیروی و در کنار آنان، شمار قابل توجهی از شرق‌شناسان غربی دیگر نیز با برجسته‌ کردن گذشته‌ی تاریخی ترکان در آثار خود در جهت همان هدف گام برداشتند نقش و تاثیر دروغ نوشته‌های ترک‌شناسان غربی، به‌ویژه آثار ترک‌ستایانه‌ی سه تن از شرق‌شناسان یهودی نامبرده درباره‌ی عظمت تمدن و فرهنگ باستانی ترکان و توانمندی‌های زبان ترکی، بر روشنفکران ترک در گرایش آنان به پان ترکیسم برای احیای ملت بزرگ ترک(ملتی که هیچگاه وجود نداشت)، تنها به قلمروی عثمانی محدود نماند، بلکه همان‌گونه که طراحان سیاست‌های استعماری انگلیس از آغاز انتظار داشتند، این آثار نوشته‌ها بر آرای بسیاری از نخبگان ترک زبان قلمروی روسیه نیز تاثیر مستقیم گذاشت و همین اندیشه ها بود که باعث به وجود امدن جمعیت ترکهای جوان شد که در بخش های پسین این نوشتار به انان پرداخته خواهد شد.

ادامه دارد....

(بخش دوم این نوشتار دوشنبه چهارم مهرماه در این تارنما منتشر میشود)

گرداوری و پژوهش از سامان روزبهانی.

...

پيام هاي ديگران()        link        دوشنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩٠ - سامان روزبهانی